![]() |
![]() |
|
|
هوس پر کشیدن تا عمق مبارک چشمانت و لمس انحنای پر شکوه نفسهایت در بستر پر باران تغزل تمام حوصله های جهان را در کوله پشتی هزار دوستت دارم هم که میهمانم کنی تاب این فاصله های ناپیمودنی را نمی آورم . من، تنها تکیده ترین قلب زمین را به ارث برده ام دست هایت را هم که بگشایی ارمغانی بیش از اینهمه خستگی ندارمت آنسوی آبهای نیلگون کسی فراتر از تمام این داستانها چشمهایش را به جاده های بی بازگشت دوخته و سهمی از من را به انتظار نشسته است . از هم می گذریم و در این عبور خاموش نشانی از سخاوت من نیست نشانی از بزرگی تو نیز هم . این ساعت از آن ما نیست و او که کلاف پیچیده این روز ها را می بافد این دم را به نام من به نام تو گره نزده . به بهای دروغی بلند و به هزار بهانه نا بخشودنی در تکرر نا مکرر این روزها فقط و فقط آن نگاه سراسر هوس را یادگار برده ام شهوت آغوش تو چیزی شبیه امن ترین نقطه زندگی ام . میهمانی خلاء در پیش است و من پیچیده در حریر و دیبا موهایم را به باد سپرده ام این چشمهای سیاه از مداد و سرمه را به اشک می سپارم و کفشهای سیندرلا که تنها، رویایی از کودکی ها ست . شاهزاده ای نیست . حتی اگر تمام ساعتها بایستند و به 12 نرسند، تنهایی ام میهمانی در خور ندارد. دیگر حتی جادو هم کدو ها را کالسکه نمی کند. از: ندا. م |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 11:32 توسط ندا میری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
داوری آن سوی در نشسته است
بی ردای شوم قاضیان ذاتش درایت و انصاف هیات اش زمان و خاطره ات تا جاودان جاویدان در گذرگاه ادوار داوری خواهد شد |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
خلوتکده یادداشت هایی از دیگران من و جشنواره و علی سنتوری فقط غر می زنم! |
|
RSS
|