![]() |
![]() |
|
|
من تشنه شنیدن آن نوای پر خواهشم وگرنه نگاه خیره تو که ترجمان نمی خواهد بگو باز هم بگو آن دوستت دارمی را که اینگونه بی تابم می کند لرزیدن ناگهانی لبهایت و صدایی که اوج و فرود اش تمام اندامهای مرا می نوازد ته نی نی چشمهایت مردی نشسته است که خستگی اش را می شناسم از اهالی همین حوالی ست با غربتی که کسی نه دیده است و نه دیدن اش را تاب می آورد مرا می کاوی و من در طی این جستجوی دلچسب ویرانگر بارها زیستن را از سر گرفته ام آغاز تمام عاشقانه های زمین اینگونه بی بهانه اینگونه بداهه بود و من حرام شان کردم؟ از: ندا. م |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 2:53 توسط ندا میری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
داوری آن سوی در نشسته است
بی ردای شوم قاضیان ذاتش درایت و انصاف هیات اش زمان و خاطره ات تا جاودان جاویدان در گذرگاه ادوار داوری خواهد شد |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
خلوتکده یادداشت هایی از دیگران من و جشنواره و علی سنتوری فقط غر می زنم! |
|
RSS
|